الشيخ محمد الصادقي الطهراني

75

رساله توضيح المسائل نوين (فارسى)

مسأله‌ى 91 - در مسح سر كيفيت خاصى جز آن‌چه گذشت لازم نيست و در مسح پا چنان‌كه جايز است از سرانگشتان به‌بالا باشد عكسش نيز جايز است كه « إلىالْكَعْبَيْنِ » در مسح پا متعلّق به‌مسح نيست ، بلكه متعلق به « كائن » مقدر است كه « پاها تا حد كعبين » بايستى مسح گردند ، اما چگونه ؟ نه اين‌جا و نه در روايات اختصاصى به‌آغاز كردن از سرانگشتان ندارد ، و بلكه عكسش نيز مورد تصريح و تصديق است . مسأله‌ى 92 - ظاهراً در مسح دو پا ترتيبى نيست كه اگر هر دو را با هم مسح كنى يا اوّل پاى چپ و سپس پاى راست را مسح كنى اشكالى ندارد ، گرچه مقدم داشتن پاى چپ خلاف احتياط مؤكّد استحبابى است ، زيرا دليل كافى براى منعش نيست ، آيه هم در اين زمينه مطلق است ، و تنها ترتيب : اول راست و دوم چپ در دست‌ها برحسب تواتر روايات لازم است و نه در پاها . مسأله‌ى 93 - در مسح سر و پاها هرگز شرط نيست كه صدق شستن نكند ، كه مسح در تمامى پىآمدهايش واجب و كافى است ، چه فقط نم دهد و يا تر كند ، و يا به‌قدرى باقىمانده‌ى آب وضو در دست‌ها زياد باشد كه صدق شستن نمايد زيرا هدف مسح كردن است گرچه شستن هم در اين ميان بدون قصد به‌ميان آيد . آرى ! اگر بدون مسح ، سر يا پاها را بشويد گرچه تريش كم‌تر از ترى مسح باشد باطل است زيرا تنها تكليف پس از شستن صورت و دست‌ها ، مسح سر و پاها است ، و نه شستن آن‌ها . و اين سخن از فقهاى سنى كه اگر شستى مسحى با زيادى كرده‌اى و زياده بر تكليف اشكالى ندارد ، اين نيز حرفى زيادى و مردود است ، زيرا كم‌كردن و يا زياد كردن بر دستور خداى تعالى حرام است ، وانگهى هر شستنى مسح نيست چنان كه هر مسحى هم شستن نيست ، و اين‌جا تكليف تنها مسح است گرچه صدق شستن هم بكند ، و نه شستن « 1 » .

--> ( 1 ) - در دو ساله‌ى هجرت به‌مكه‌ى مكرمه ، براى اولين روز كه در زمزم وضو مىگرفتم عالمى از سنيان به‌من گفت : « يا شيخ لماذا لا تغسل . . . » « چرا سر و پاهايت را نمىشويى ؟ » به‌او گفتم : « اللَّهُ امرنا بالمسح » « خدا ما را امر به‌مسح فرموده » گفت : « اليس الغسل انظف » « آيا شستن نظيف‌تر نيست ؟ » گفتم : « ولكن‌اللَّهُ أعرف » « ليكن خدا داناتر است » كه اين‌جا ساكت شد و شتابان رفت